تبليغاتX
......................حمایت از رای مردم

......................حمایت از رای مردم


این وبلاگ اخبار موثق و بدون سانسور وضعیت کنونی داخل ایران را منعکس میکند


 
تايمز لندن: ايران در آستانه انقلاب قرار گرفته است
 
 
تايمز لندن در سرمقاله ای با اشاره به روند جنبش آزاديخواهی مردم ايران می نويسد که ايران در آستانه انقلاب قرار گرفته است. اين روزنامه با اشاره به حکومتهای مجارستان، بلغارستان و چکسلواکی که با خيزش مردم و از دست دادنِ حمايتِ نيروهای مسلح فروپاشيدند، پيش بينی می کند که اين اتفاق زودتر از موعود در ايران، به وقوع بپيوندد.
نویسنده: رای موسوی ׀ تاریخ: چهارشنبه نهم دی 1388 ׀ موضوع: ׀

-گزارشات رسیده از روز سیزده آبان جنبش سبز-

گزارشاتي كه تا كنون از خبرنگارانمون در شهرهاي مختلف به ما رسيده (به دليل قطع بودن اينترنت در ساعاتي از امروز متاسفانه كمي دير شدند) :

اولين گزارش مربوط به اعتراضات در دبیرستان فرهنگ اراکاست كه يكي از كاربران زحمتشو كشيدن :

روز 13 آبان.
ساعت 7:15 دقیقه صبح مقابل دبیرستان فرهنگ،اصلاح طلبان با شال و مچ بند و سربند سبز وارد مدرسه شدند و در همان ابتدای کار برخوردهایی با معاون اصول گرا و وحشی این مدرسه داشتند.
سر کلاس های درس هم شعار های یا حسین میر حسین ،نه شرقی نه غربی دولت سبز ملی و مرگ بر دیکتاتوری ایران کل مدرسه را فراگرفته بود. به طوری که معاونین و مدیر نتواستند جلوی این وضع را بگیرند.
ساعت 9
چندین کلاس برای تظاهرات سیزده آبان آماده می شوند.در همان لحظه باز هم برخوردهایی بین معاونین و کسانی که شال و مچ بند داشتند پیش آمد.در مسیر راه پیمایی به سمت مصلی اراک نیز دانش آموزان تظاهرات را به هم زدند و با شعار های مر گ بر دیکتاتور و یا حسین و میر حسین به جمع کسانی پیوستند که بر روی زمین سکوت کرده بودند.
ساعت 12 مدیر و معاون به کمک سپاه دانش آموزان را تک تک گیر می آورند و به مدرسه باز می گردانند.در همان لحظه با خانواده های تک تک بچه ها تماس گرفته می شود.اما باز هم روال به همین نمی ماند و شعار های مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر بسیجی کل دبیرستان را فرا می گیرد و دانش آموزان با حمایت بقیه کلاس ها مدرسه را تعطیل می کنند


گزارش دوم از اصفهان رسيده توسط آرش عزيز (+) كه شامل 3 موضوعه :

1-اعتراض شديد دانشجويان دانشگاه نجف آباد كه از ساعت 12 روبروي مسجد دانشگاه بر ضد دولت كودتا شعارهايي دادند از قبيل:دروغ گو 63% كو؟‌ مرگ بر ديكتاتور.. سفارت روسيه لانه جاسوسيه و . . . .
2-اخباري داشتيم از دبيرستانهاي شيخ انصاري و امام جعفر صادق كه دانش آموزان سبز حدود ساعت 10 با الاعم سبز وارد حياط مدرسه شده و خشم ونفرت خود را از دولت ابراض كردن.
3-ولي اوج حركت غير منتظره مردم گل اصفهان از ساعت 10 تا حدود ساعت 15 بود در تظاهرات 13 آبان مردم بسيار بيشتر از روز قدس حضور داشتند و نكته زيبا حضور پر شور و بي نظير دختران و مادران با غيرت اصفهاني بود كه پيش روي خود من بارها مورد حمله و وحشيگري حيوانات لباس شخصي حكومتي قرار گرفتند ولي همچنان شير زنان ايستادگي و مقاومت كردند.اوج حركت مردم در خيابان آمادگاه اصفهان بود كه با حمله بسيج

گزارش سوم كه گزارش مفصلي نيز هست از تبريز بوده:

حوالي وليعصر تبريز الله اكبر گفته ميشد.
از حدود ساعت 10:30 صبح كه در فلكه دانشگاه مردم در حال جمع شدن بودند اكثرا از ماسك استفاده ميكردند. اكثرا از نشانه هاي سبز استفاده كرده بودند پسرها زير كاپشن لباس سبز تن كرده بودند دختر ها هم اكثرا دستبند سبز داشتند و جالب تر اينكه به هم كه ميرسيدند ميگفتند فلكه دانشگاه يا برميگرديم سمت آبرسان و ....و يا ميگفتند 16 آذر

نكته خيلي عجيب اين بود كه به ازاي هر يك نفر 4 نفر لباس شخصي بين مردم بود كه اكثرا عينك آفتابي به چشم و موبايل يا بي سيم به دست بودند حتي زني كه به عنوان گدا كنار پياده رو نشسته بود بي سيم دستش داشت 2 نفر از لباس شخصي ها كه كاپشن چرمي تن كرده بودند به طور خيلي علني با دوربين
هاي حرفه اي از مردم فيلم برداري ميكردند نيرو هاي انتظامي هم بي تفاوت كنار خيابون ايستاده بودند و با وجود اينكه تعدادشون زياد بود ولي هيچ حركتي نميكردند
مردم كه فلكه دانشگاه جمع شدند و اولين الله اكبري كه گفته شد حدود 30 موتور كه هر كدوم دو نفر سر نشين داشتند با صداي وحشتناكي اومدند بين مردم و همه رو متفرقه كردند هيچ كدوم باتوم نداشتند ولي وحشيانه موتور رو روي مردم ميروندند چند دقيقه نگذشته بود كه نزديك به 50 نفر از لباس شخصي‌ها كه احتمالا همون حوالي آماده بودند وسط ميدون جمع شدند و هر طرفي كه حركتي ميشد به اون طرف حمله ميكردند من در حال بالا و پايين رفتن از همون خيابون نزديك به 10 نفر رو خودم ديدم كه بازداشت شدند كه البته به گفته يك شاهد عيني تعداد از اين خيلي بيشتر بود چون كمي بعد تعدادي موتور سوار از نيرو هاي مشكي پوش ضد شورش هم به منطقه اومدند مساله اصلي كه بود اين بود كه نحوه دستگيري تو تبريز با بقيه جاها متفاوته حتي يك نفر هم توسط نيروي انتظامي دستگير نشد تو پياده رو ها دو تا لباس شخصي از دو طرف و يكي از پشت شخص بهش نزديك ميشدند و دستاشو ميگرفتند و بدون جلب توجه مچ دستشو ميپيچوندن و ميگفتن  خفه شو فقط راه بيفت تو يكي از كوچه ها كه سرش پايگاه بسيجه ميبردنشون كسي هم نميتونست
وارد كوچه بشه چون سرش رو گرفته بودند حتي داخل پاساژ ها و كتاب فروشي ها هم مامور هاي لباس شخصي كمين كرده بودند تعدادي رو هم بعد از دستگيري رو موتور وسط دو نفري كه رو موتور بودند مينشوندن و ميرفتن كساني كه من در حين دستگير شده ها ديدم همشون دوستاشون كنارشون بودند و مطمئنم كه به خانواده هاشون يا بقيه اطلاع ميدهند فقط پسر كم سن و سالي بود با كاپشن سبز رنگ پيراهن يا تي شرت سفيد كه گردنبندي با يك مدال گرد به گردنش بود و فارسي زبان بود چون دو ماموري كه گرفته بودنش بهش به
فارسي گفتند خفه شو راه بيفت كسي از دوستانش دور و برش نبودن احتمال ميدم از دانشجو هاي دانشگاه تبريز بوده باشه خيلي وحشيانه هلش دادن و كشان كشان بردنش كاري از دست من برنميومد تا برگشتم نگاه كنم چند نفر از همين لباس شخصي ها زل زدند تو صورتم اميدوارم اگه كسي با اين مشخصات رو ميشناسيد به خانواده اش و همه خبر بديد تا ناشناس نمونه و نتونن هر بلايي خواستن سرش بيارن اميدوارم همه نگن چرا تبريز ساكته تبريز ساكت نيست تبريز سركوب خيلي سنگينه و نامحسوس كاش اينجا هم علني با باتوم ميزدند يا شليك ميكردند كه همه ببينند اينجا بي سر و صدا دستگير ميكنند.


گزارش چهارم از شيراز توسط فرهاد عزيز:

امروز در دانشگاه شیراز ارم دانشجويان سبز از ساعت 12 ظهر تا ساعت 16:30 تظاهراتی به مناسبت 13 آبان برگزار شد
در ساعت 16:30 لباس شخصیها وارد دانشگاه شدند و به دانشجويان جنبش سبز بطور فجیهی حمله کردند و که تعدادی از دانشجیان زخمی شدند
و گزارش آخر هم گزارشي است مجددا از اصفهان :
با حمله بسيج و استفاده آنها از باتوم هاي فنري و گاز فلفل و سلاح هاي سرد ديگر مانند زنجير و نانچيكو . . چوب و چماق مردم را متفرق ميكردند. به دفعات صداي شليك هم شنيده شده . استفاده گسترده از بسيج مساجد و محلات شده بود . شخصا افراد زيادي را شناسايي كردم كه با كمك از دوستان سبزم به موقع تاوانشان را پس خواهند داد. در انتها دست تك تك خواهران و برادران. . .پدران و مادران عزيز همشهريم را ميبوسم و اعلام ميكنم كه اصفهان خاموش نخواهد شد و اين مزدوران حكومتي آماده بازگشت ما در روزهاي 16 آذر و ايام شهادت سيد مظلوم شهيد راه آزادي و پيشواي سبز پوشان ايران زمين امام حسين (ع‌) باشند.
 
 
در پست های بعدی حتما عکس ها و فیلم هایی از سیزده آبان سبز برای شما مردم سبز میگذاریم.
نویسنده: رای موسوی ׀ تاریخ: پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

این وبلاگ به آدرس www.r-sa-a.blogfa.com  منتقل شد

رسا (راه سبز امید و آزادی)

سبز ها ایستاده اند

نویسنده: رای موسوی ׀ تاریخ: شنبه نهم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

 

چگونگی تسخیر خیابان ها و ماندن در خیابان ها در تظاهرات پیش رو ( راه حل عملی )

اين مطلب در يكي از وبلاگ‌هاي خوب (وبلاگ "آزادی ایران نزدیک است اگر …") بيان شده. كه به نظر ما به دور از حقيقت نيست و جاي تامل دارد. بخوانيد و نظراتان را بگوييد.

قبل از اینکه نظرتون رو راجع به این طرح  ماندن در خیابان بدین این نوشته ها رو بخونین  . تعدادی از دوستان الان قبل از اینکه پستهای قبلی رو بخونند و نگاهشون رو تنها به چند خط اول سوق میدن و متاسفانه نا امیدانه اظهار خواهند کرد که این طرح واسه اروپاست نه ایران با این وحشی ها ! ///  یا گفتن :  این حرکت فقط به درد اروپایی ها و گرجستانیها و رومانیها و تایلندیها میخوره ///// باز هم گفتن : این رژیم مثل گرگ به همچین تجعماتی حمله میکنه چه برسه که مردم ساکت بشینن و … و … و… / و متاسفانه بدون اینکه تاملی کنند این حرکت رو به درد جنبش با شرایط حاضر نمیدونند . ولی دوستان توجه داشته باشند که درسته که رژیم کودتایی که ما روبرومون داریم خیلی وحشی هست این واسه همه ما ثابت شده و انکارش نمیکنم  . ولی ما تغییراتی رو بر اساس شرایط جنبشمون برای این حرکت ( ماندن در خیابانها ) در نظر داریم . لطفا کامل بخونید و بعد نظرتون رو بدید . نظرات و ایده های شما و حتی انتقادات شما میتونه این حرکت رو در بهترین مسیر قرار بده . ما با تحقیقات شبانه روزی  که کردیم تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که توی روزهایی که تعداد سبزها به اوج خودشون میرسه میشه از پتانسیل جمعیتی استفاده کرد و با اطلاع رسانی که میبایست قبل از اون مردم از اون آگاه باشند این حرکت رواجرایی کرد . ما برای شروع 13 آبان رو در نظر گرفتیم که تجربه روز قدس نشون داد که این اطلاع رسانیست که میتونه مردم رو به خیابونا بکشونه . پس باید روی اطلاع رسانی کار کرد که این کار داره انجام میشه . ما تصمیم داریم که توی تظاهرات 13 آبان و زیر چتر امنیتی خود رژیم که در این روز مردم رو به خیابونا واسه شعار دادن دعوت میکنه و در مسیرهایی که خود حکومت  مشخص میکنن حرکت کنیم که این حرکت در روز قدس کاملا جواب داد

تظاهراتی که در روز 13 آبان قراره انجام بشه اطراف سفارت سابق آمریکا برگزار میشه که مطمئنا اطراف اونجا از همکنون واسه برادران ارزشی و بسیجی رزرو هست  که ما نباید حتما خودمون رو قاطی این برادران کنیم . بذاریم کاری رو که بهشون سپردن به نحو احسن جلوی سفارت انجام بدن و با دریدن پرچم ها  سرگرم باشند

ما توی این حرکت که بین ساعت 30 :9 تا 12 و نیم به اوج جمعیتی میرسیم و در خیابانی که در آن  در حرکتیم با در نظر گرفتن اینکه شرایط برای نشستن مساعد بود یعنی جمعیتمون بالای 5 یا 10 هزار نفر بود در یک حرکت هماهنگ با هم در وسط خیابان و پیاده روها خواهیم نشست . و سکوت خواهیم کرد .سکوت برای اینکه بهانه برای سرکوب ندهیم

در این مرحله باید صدها  نفر به عنوان لیدر و مطلع  جمعیت حاضر  را برای نشستن بر روی زمین دعوت کنند فیلم بالا  که مربوط به روز قدس است جمعیت سبزها را نشان میدهد که استعداد چنین حرکتی را دارند و مطمئن باشید چنانجه جمعیتی این چنینی بصورت هماهنگ فقط چند روز در جای خود بنشینند . پرونده این رژیم بسته است

ممکن است بپرسید مگر این جمعیت کار و زندگی ندارند که بخواهند به خاطریک انقلاب  در خیابان بنشینند . باید بدانید که وقتی هسته این جمعیت این چنینی برای 3 یا 4 ساعت در جای خود بمانند وحفظ شود از خیابانهای اطراف جمعیت میلیونی به آنها خواهد پیوست دوما وقتی کسانی که در خانه . ادارات . و جاهای دیگر هستند و بشنوند که این هسته جمعیتی  مردمی مثلا در فلان محل شکل گرفته با اطلاعاتی که قبلا از طریق اطلاع رسانی که ما در این روزها مشغول آن هستیم  .  مطمئنا به ما می پیوندند .حتی سیل جمعیت از شهرهای اطراف تهران و شهرهای دیگر به سمت این جمعیت نشسته روانه خواهد شد

دیدن این پوستر که برای اطلاع رسانی از جمعه شب بصورت رنگی البته با اندکی تغییرات در تهران در حال پخش است را به شما از لینک پائین پیشنهاد میکنیم

اضافه شدن مردم به محض اطلاع از خیابانهای اطراف مانند  رودخانه ای که از پشت سد راه گریز پیدا کرده شدت خواهد گرفت و به مردم نشسته در خیابان ملحق خواهند شد این جمعیت و هسته شکل گرفته  در هر نیم ساعت و یک ساعت  در دقایق اولیه شکل گیری هر لحظه بیشترو بیشتر  میشود  . باید لیدرهای مطلع از مردم و جمعیت بخواهند که با سکوت و نشستن این هسته اعتراضی را  که مراحل تولد وبلوغ خود را طی میکند  در خیابان حفظ کنند ممکن است از سوی نیروهای امنیتی حتی با گاز اشک آور در صدد بر هم زدن شروع این حرکت شوند و  از بوجود آمدن این هسته مردمی جلوگیری کنند  ولی باید تحت هر شرایطی آن را در دو و سه ساعت اولیه  حفظ کنیم باقیش به عهده  صدها هزار نفر دیگر که برای ملحق شدن در راه هستند . من مطمئن هستم و به شما اطمینان میدم که پس از چند ساعت از شروع  این حرکت شور و شعف وصف ناشدنی بین مردمی که دنبال چنین فرصتی بودند  ایجاد خواهد شد که خیابانهای اطراف آن محل را مملو از عاشقان آزادی ایران خواهد کرد . اگر این حرکت چهارشنبه ( 13 آبان ) عملی شود و ادامه یابد تهران در پنجشنبه نیمه تعطیل میشود و جمعه به اوج خود میرسد و شنبه به احتمال زیاد همراهی بازارایان و اعتصاب همگانی خود به خود به همین بهانه ایجاد ترافیک و …  شکل میگیرد مردم باید در شب هم این هسته شکل گرفته را همچنان با نشستن و اطراق در خیابانها حفظ کنند و برای خود با هماهنگی لیدرها هرشبانه روز 5 تا 6 ساعت را درکنار مردم باشند .مثلا کارمندان و کسانی که نمیخواهند به کارشان لطمه ای وارد شود در ساعت پایانی شب ملحق شوند . ایجاد ترافیک توسط خودروها و اتومبیلها یک حمایت لجستیکی محسوب میشود پس از کسانی که اتومبیل دارند نیز میخواهیم که با اتومبیلهای خود خیابانهای اطراف این هسته مردمی  را بدون زدن بوغ تسخیر کنند و حتی اگر شد در اتومبیلهای خود به بهانه اینکه در ترافیک گیر کرده اند شب را سپری کنند . پس حمایت و ایجاد ترافیک در محدوده هسته ایجاد شده مردمی بسیار مهم است

 مطمئنا در این زمانها دنیا خبر این حرکت را بشدت تحت پوشش قرار خواهد داد . و مطمئنن هم رژیم برای رهایی از این حرکت سخت به تکاپو خواهد افتاد و با مردم و نمایندگان مردم که در آن روزها مشخص خواهد شد درخواست مذاکره خواهد داد  و… (  شیرینیه ! نه ؟ ) باور کنید من در توهم نیستم این حرکت اگر اجرا بشه که فقط هم همون 4 . 5 ساعت اولش و حفظ کردن هسته جمعیتی شکل گرفته مهمه . ایرادها  و پیشنهاداتون رو خواهشا توی این وبلاگ و یا جاهای دیگه مطرح کنید . و در باره این طرح بحث کنیم . فقط بایستی مردم رو در جریان این حرکت بگذاریم . اطلاع رسانی از اهم اموره . دوستان اطلاع رسانی . از سازگارا . مخملباف . نوری زاده و … بخواهیم که این حرکت شدنی رو در برنامه هاشون عنوان کنند . به بی بی سی ایمیل بزنیم و ازشون بخوایم که اشاره هایی رو به این حرکت مانند روز قدس در برنامه هاشون بکنند . هر کاری که از دستتون بر میاد انجام بدین که سیزده آبان کلید و استارت این حرکت زده بشه. به خدا این طرح ایرادی برش وارد نیست تو بالاترین و وبلاگها دارند روش مانور میان مخالفان این طرح فقط کسانی هستند که بدون دلیل فحش میدن  ( که معلومه از چه گروهی هستند ) . یه دلیل قانع کننده بیارید که منصرف بشیم . این طرح تا حالا تو ایران آزمایش نشده . که بگیم جواب نمیده . ایرادایی که گرفتن مثلا این هست که چرا نمیذارید واسه تابستون ! الان هوا سرده .  یه نگاه به تصویر پایین بندازین . این ماله 5 سال پیش هست . این حرکت باعث انقلاب تو اکراین شد

درسته که رژیم حاکم براونها مثل حاکمان ما سرکوبگر و جنایتکار نبودند . من هم قبول دارم . ولی اگه اونا این شانس رو داشتند که رژیمی رو که در پی ساقط کردنش بودند سرگوبگر نبوده ولی قبول کنید که ما هم  این شانس و این برگ برنده رو داریم که جمعیت سبز ما به 10 برابر اونا میرسه جمعیت  سبز ما یه لشگر هست . که وقتی میلیونی میایم شهر رو تصرف میکنیم و عصری شهر رو تحویلشون میدیم و میریم خونه  اونا ( کودتاگران و نیروهای امنیتی )  با دیدن جمعیت  ما فقط آب دهنشون رو قورت میدن . یک سری هم میگن اگه موسوی و کروبی حمایت کنند ما میایم . آخه عزیزان من  . هیچ شخصیت مخالفی توی رژیم نمیتونه از این طرح حمایت کنه . انتظار دارید آقای موسوی و کروبی علنا بیان بیانیه بدن که مردم بیاین تو خیابونا بمونین. عده ای هم کامنت گذاشتن که این طرح در یک صورت شکست میخوره که اطلاع رسانی نشه که کاملا حق دارند .آخرین نکته ای رو هم که باید بگم این هست که اگه تظاهرات از این پس به این شکل پیش بره که ما میلیونی بریزیم خیابون و عصری میلیونی مثل “بچه های خوب” برگردیم بریم خونه آب از آب تکون نمیخوره ولی تا اینجاتس رو خوب اومدیم .یعنیتا اینجا باید به همین شکل پیش میرفتیم که رفتیم . دنیا ما رو دید . سازمانهای حقوق بشری حاکمان جنایتکارمون رو محکوم کردند . جایز نوبل هم دیشب آقای اوباما با جنبش سهیم شدند . بیش از 10 بار هم به صدر خبرهای دنیا با نداها و سهرابها رفتیم . سوال اینجاست که بعد از این هم همین روش رو باید طی کنیم . 13 آبان دیگه موقعش هست که تظاهرات رو به این شکل و به دور از خشونت هدفمند کنیم . در غیر اینصورت منتظر ریزش و روی برگرداندن مردم از این جنبش باشید .  دوستان منتظر نظرات منطقی شما هستم . اطلاع رسانی یادتون نره . یادتون نره !

     

این مطلیب را برای پیشبرد اهداف جنبش سبز در وبلاگ یا وبسایت خود پست کنید  و  در  وبلاگ های دوستانتان به عنوان نظر آگهی کنید و در یاهو مسنجر ، توییتر ، فیسبوک و انواع شبکه های اجتماعی دیگر آگهی این تظاهرات را به اشتراک بگذارید..............تا ابد سبز می مانیم...............به امید یروزی.

نویسنده: رای موسوی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ׀ موضوع: ׀

 

زمان آن رسیده که تظاهرات هدفمند شود،۱۳ آبان کلید و استارت ماندن در خیابان ها را میزنیم

اين پست تا پايان روز 13 آبان ثابت است!

اين مطلب در يكي از وبلاگ‌هاي خوب (وبلاگ "آزادی ایران نزدیک است اگر …") بيان شده. كه به نظر ما به دور از حقيقت نيست و جاي تامل دارد. بخوانيد و نظراتان را بگوييد.

w444

ما خوشبختانه برای کودتاگران ملتی هستیم که بر خلاف معترضین کشورهای دیگر دست کم در این 100 روز  اخیر  به هیچ آشوب خیابانی و حتی دست به تظاهرات هدفمند نزده ایم که جای شکر برای کودتاگران دارد

244cu4x

به حدی تظاهرات ما به دور از خشونت علیه کودتاگران است که به خود جرات میدهند به زندانیان ما بدتر از اسیر جنگی برخورد کنند و به آنها با خیالی آسوده تجاوز میکنند و خود را  ارضا کنند که باعث حیرت همه جهانیان و خود ما  شده چرا که در گوانتانامو و ابوغریب نیز چنین برخوردی با زندانیان نکردند . تجاوز میکنند . نداها و سهرابها را میکشند بدون اینکه به کسی جوابگو باشند .رئیس پلیس تهران هم آنقدر از تظاهرات آرام ما حال کرده که با صراحت دیروز گفت ” به رضایت آشوبگران ( معترضین ) احتیاجی نداریم “ شاید حق با او باشد او از معترضین هر چند که میلیونی باشند نمیترسد شاید در روزهای اول تظاهرات مردمی جرات نداشت چنین حرفی را بزند ولی الان از این بابت که آشوبگران آشوبگر نیستند و با سکوت و چند تا شعار اعتراضاتشان را به پایان میرسانند به خود جرات میدهد که این اراجیف را بگوید . دوستان بیایید واقع بین باشیم و قبول کنیم دیگر تظاهراتی که  صبح میلیونی به خیابان می آییم و شهر را در آن ساعات حضور در تصرف خود قرار میدهیم و  بعد از تظاهرات مثل بچه های خوب شهر را پس میدهیم و به خانه برمیگردیم به هیچ جا نمیرسیم لااقل از این به بعد به هیچ جا نمیرسیم .  به غیر از اینکه با این تظاهراتهایی که هدفمند نیستند  چند کشته و مجروح به جای بگزاریم و چند تا کودتاگر رو در زندانها را با امیال پست شان با دستگیر شدگان که اغلب از جوانان ما هستند در سلولهای انفرادی  تنها بگذاریم هیچ نتیجه ای دیگر نخواهیم  داشت . کودتاگران حضور میلیونی ما را ندیدند که دیدند / دنیا و رسانه های جهان حضور میلیونی و جدی معترضین را ندیدند که دیدند . سازمانهای بین المللی . حقوق بشر . و … از ما حمایت نکردند که کردند ما تا اینجای کار درست پیش رفته ایم و به هدفهای خود  رسیده ایم .  در موقع انقلاب اسلامی همین روحانیون  و کودتاگران امروز  ما را تشویق به تظاهرات خشن میکردند و میگفتند اگر جانتان را در راه این حکومتی که قرار است امام زمان در آن حضور پیدا کند فدا کنید باز  کم کرده اید  ! حتی وقتی که به سفارت یک کشور حمله کردیم که خلاف قوانین بشریت و بین الملل هست ما را تشویق کردند . ما را تشویق کردند که مجسمه ها و هر آنچه که به رژیم پهلوی مربوط بود آتش بزنیم . بشکنیم .و حتی بکشیم و بسوزانیم
4gdrbx3

  در خیابانها سنگر بسازیم . به اسلحه خانه ها حمله کنیم .و تهران  را برای آنها با این همه کشته و مجروح به اشوب بکشیم

2005942386195121167_rs

و دو دستی با احساس پیروزی تقدیم به این جنایتکاران امروز کردیم .

دوستان سبز  من نه قصد دارم دعوت به شورش کنم . و نه میخواهم کسی را دعوت به خشونت علیه این جنایتکاران کنم .

ما همکنون ملتی هستیم که اسیر حکومتی شده ایم که از کشتن ما و ریختن خون ما ابایی ندارد . مدل انقلابی هم که در سال 1357 در ایران شد به هیچ عنوان مدلی نیست که در این حکومت مذهبی از آن الگو گرفت و از آن استفاده کرد  چرا که شرایط آن زمان بسیار متفاوت بود . ما با حکومتی طرف هستیم که به شدت از حکومت شاهنشاهی  سرکوب کننده تر است . بخصوص که این حکومت و نظام دیکتاتوری حاکم دینی هم هست . آنها میتوانند بنام دفاع از دین و مذهب با ما برخورد کنند . شاید اگر موفق شویم که خواهیم شد این حکومت دیکتاتوری را از میان برداریم سخت ترین و مشکلترین انقلاب مردمی انجام شده را در جهان بنام خود ثبت خواهیم کرد . پس باید به سراغ الگوهایی برویم که در اعتراضات مردمی که پتانسیل آن را داشته باشیم و  در چند کشور  جواب داده و دولت و حکومت را فلج کرده و باعث شده که به خواسته مردم تن در نهند . بهترین الگویی که متناسب با حال و احوال جنبش سبز است

اوکراین٫ صربستان و رومانی

مردم این  کشورها نشان دادند  ماندن  مداوم در خیابان باعث سقوط دولتشان شده . اوکراین وصربستان هر دو جنبشهای بدون خشونت بودند که مردم یکی دو هفته مداوم  در خیابانها مانند تا دولتی که در انتخابات تقلب کرده بود سقوط کرد. رومانی از سخنرانی رهبر شروع شد و مردمی که برای تشویق رهبر آمده بودند  در خیابانها ماندند و دولت سقوط کرد

2596-748364

جمعیتی را که در بالا ملاحضه میکنید جمعیتی هست که باعث سقوط دولت اکراین شد آنها در سرمای بسیار شدید در خیابانها  بصورت شبانه روزی ماندند و در اقدامهای هماهنگ توسط لیدرها جای خود را برای استراحت به یکدیگر میدادند . لازم به ذکر است که این جمعیت از ابتدا به این تعداد نبوده با اطلاع رسانی مردم دیگر هم به این اعتراض پیوسته و این عکس بالا یکی از روزهای اوج ازدحام را نشان میدهد . حالا تصویر پایین را که راهپیمایی سبزها رو فقط در یکی از خیابانها نشان میدهد را با تعداد معترضین انقلاب نارنجی در اکراین مقایسه کنید

Mousavi--huge-ally

حال تصور کنید که با اطلاع رسانی و هماهنگی سازمان یافته و آموزش تعداد زیادی لیدر از طریق اینترنت و پخش شدن آنها در جمعیت مردم را مثلا در همین خیابان تصویر بالا دعوت به ماندن کرد و از مردم دیگر با اطلاع رسانی بخواهیم که آنها هم به خیابان مذکور بیایند و نگذارند که تعداد کم شود چه اتفاقی پیش خواهد آمد . بله . این همان کابوس تلخ رژیم است …

4965_98451876789_505056789_2521425_1945715_n

دوستان سبز . این تجربه ای است که در چند کشور جواب داده . در تایلند مردم فرودگاه را چند شب در تصرف خود در آوردند و باعث استعفای دولت شدند . چرا ما با این پتانسیل که قطعا از کشورهای ذکر شده بالاتر است این حرکت  را آغاز نکنیم ؟

چرا 13 آبان را برای این طرح در یکی از خیابانها و شا راه های تهران انجام ندهیم ؟

از همکنون یکماه فرصت داریم که در این زمینه راهکارها . هماهنگیها .آموزش لیدرها را آغاز کنیم .و از همه مهمتر اطلاع رسانی

بله ما دقیق 28روز برای هدفمند کردن اعتراضات مردمی فرصت داریم که بسیار زمان خوبی است . اگر مردمی که ما در روز قدس شاهد ابتکارات آنها بودیم از این فراخوان با خبر شوند مطمئنا استقبال خواهند کرد . و چنانچه هسته اصلی این طرح  بعد از اطلاع رسانی در یک محل شروع شود مانند یک آهن ربا همه را جذب خواهد کرد و جمعیت را به سمت میلیونی میرساند و به شما قول میدهم کار این رژیم تمام خواهد شد . با ماندن در خیابان کارمندان نیز به بهانه بسته شدن خیابان و حتی دانشجویان به ما میپیوندند . مطمئن باشید دانشجویان با حضور چندین هزار نفری خود به ما خواهند پیوست . دنیا ما را نظاره خواهد کرد . و منتظر واکنش معقول از طرف کودتاگران هستند . آنها نمیتوانند این جمعیت را که نشسته اند اوباشگر معرفی کند .

شاید بگویید این طرف دچار توهم شده ! این توهم نیست یک واقعیت است که در کشورهای دیگر افتاده و جواب داده در ایران استعداد آغاز این حرکت و به پیروزی رسیدن این حرکت  به نظر من با این پتانسیل  میلیونی مردمی حتی بیشتر از کشورهای ذکر شده هست .

پس همه با هم  از امروز تا هفته دیگر خیابانی را که قرار است در آن تحصن ده ها هزار نفری شکل بگیرد را مشخص کنیم

اطلاع رسانی از اهم امور است روزانه در وبلاگها شبکه های اجتماعی این حرکت را به مردم بخصوص فضای خارج از اینترنت اطلاع دهیم

آموزش لیدرها و هماهنگی بین لیدرها از طریق اینترنت

آغاز آموزش مردم برای ماندن و چگونگی اطراق مردم در خیابان بخصوص در شبها

و …

نویسنده: رای موسوی ׀ تاریخ: دوشنبه بیستم مهر 1388 ׀ موضوع: ׀

دیدار میرحسین موسوی با مهدی کروبی / هر دو خواستار حظور در یک برنامه تلوزیونی شدند

میرحسین موسوی روز گذشته به منزل مهدی کروبی رفت و درباره اتفاقات روی داده پس از انتخابات با یکدیگر رایزنی و گفت و گو کردند.

بنا به گزارش تغییر، در این دیدار که با حضور خبرنگاران برگزار شد، موسوی و کروبی با اشاره به تبلیغات یک طرفه ای که صدا و سیما علیه آنها راه انداخته است ، خواستار فرصتی برای حضور در یک برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریب هایی که رسانه ملی علیه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.

در ابتدای این دیدار مهدی کروبی انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یک فرصت بسیار خوب برای نظام و دولت دانست و بیان کرد نظام می توانست از این فرصت به نحو خوبی برای اقتدار خود در جهان استفاده کند.

او با بیان این که رفتار های پس از انتخابات دور از شان نظامی بود که امام راحل آن را پایه گذاری کرده بود ، به برخوردهای صورت گرفته با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و نیز مرتضی الویری و ابراهیم امینی اشاره کرد و این افراد را همچون دیگر افرادی که پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند که برای استقرار آن جانفشانی ها کرده اند.

کروبی رفتارهای صورت گرفته با نیروهای انقلاب و دانشجویان را ” عجیب و غریب ” توصیف کرد و با اشاره به واقعه ۱۶ آذر سال ۳۲ تاکید کرد که زمانی که نیروهای شاه به دانشگاه حمله بردند همه این رفتار را یک عمل قبیحه دانستند و پس از این همه سال هنوز کسی نیست که از این رفتار دفاع کند. او این موضوع را نشانه ای دانست برای آن که همه مسوولان مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آیندگان به نیکی از آنها یا کنند.

مهدی کروبی در ادامه سخنان خود به نامه اخیر استانداری تهران که شورای شهر را از دیدار با خانواده های بازداشت شدگان منع کرده  اشاره کرد و این رفتار را بسیار غیر متمدنانه خواند.

او همچنین اظهارات اخیر آقای محسنی اژه ای دادستان محترم کل کشور را مورد اشاره قرار داد که گفته بود اکنون در وضعیت جنگی هستیم . او این سخنان را برای رعب آوری از دادگاه انقلاب دانست و گفت چرا باید این سخنان بیان شود و چرا باید این گونه وانمود شود که فضای کشور جنگی است و همه باید سکوت کنند و دم برنزنند؟

او با بیان این که برخی از نظامیان همچون فرمانده سپاه از اصلاح طلبان انتقاد می کنند که چرا برای تلویزیون ها و سایت های بیگانه خوراک فراهم می کنید گفت: من از ایشان می پرسم که چه کسی برای آنها خوراک فراهم می کند؟ ما یا شما؟ چه کسی  سخنان تند می گوید ما یا شما؟ چه کسی برخوردهای تند را سرلوحه کارهای خود قرار داده است ما یا شما؟کروبی همچنین به مراسم روز قدس اشاره کرد و گفت: اولا من باید تاکید کنم که نگاه ما به رژیم صهیونیستی تغییر نکرده است. فلسطین همچنان مساله ماست و روز قدس نیز روز حمایت از مردم مظلوم فلسطینی و تبری از رژیم صهیونیستی است اما من می خواهم اشاره کنم به جمعیتی که به این مراسم آمدند و باید قدردان آنها بود. عموم کسانی که به دعوت ما به این مراسم آمدند شعاری هایی که دادند دررابطه با ایران و کشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمی توان به مردم گفت که نگران کشور خود نباشید. اگرچه مساله اصلی ما در این روز  فلسطین است اما من می پرسم که آقایان توضیح دهند که چه اتفاقی در کشور افتاده است که روز فلسطین ناگهان مردم دو دسته می شوند و عده ای نگرانی های خود را در شعارهایشان بازتاب می دهند؟

او درپایان سخنان خود تاکید کرد: برخی درباره انتخابات به گونه ای سخن می گویند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. نه خانی رفته نه خانی آمده است. می گویند تقلب نشده است. آخر چرا این حرفها را به مردم می زنید؟ یعنی مردم نمی دانند که چه برسرشان آمده است؟ پس این اعتراضات چیست؟ می گویند که فلانی ۳۰۰ هزارتا رای آورده است و من در ۱۰ هزار صندوق حتی یک رای هم نداشته و در محل هایی که صندوق ها مستقر بود حتی یک طرفدار هم نداشته ام؟ این درحالی است که برخی از دوستان که پای صندوق بودند می گویند در فلان صندوق شما ۱۰۰ تا رای داشتید اما برای شما یک رای منظور شد. آخر یک حرفی بزنید که کسی به شما نخندد. اگر راست می گویید در برابر دهها ساعت انکار تقلب در رسانه ملی و فشار بر زندانیان بیگناه برای اعتراف، به ما وقت بدهید تا در تلویزیون دلایل و مدارک خود را ارایه دهیم.

مهدی کروبی معتقد است که باور مردم و اعتماد آنها بزرگترین سرمایه نظام است و بر این اساس به سخنان امام  اشاره می کند و یادآور می شود که بزرگترین سرمایه امام اعتماد مردم بود و این سخن را بارها بیان کردند. لذا نباید از نظام سلب اعتماد شود و نباید کسی در این راستا گام بردارد. برخی از آقایان خواسته یا ناخواسته در این راه قدم بر می دارند و فوج فوج برای بیگانگان خوراک تهیه می کنند. بیایید برای رهایی از وضعیت موجود حرکتی صحیحی انجام دهید. آمارهای واقعی را اعلام کنید. صدا وسیما که به یک رسانه جهت دار و تخریب گر تبدیل شده و روز به روز از خود مشروعیت زدایی می کند، راه درست را در پیش بگیرد و اعتماد مردمی را که از دست داده مجددا به دست آورد.

میرحسین موسوی:  نمی توان کسی را حذف کرد

همچنین در این دیدار مهندس میرحسین موسوی با اشاره به وقایع روی داده پس از انتخابات  به  اتفاقی که در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ رخ داد اشاره کرد و یادآور شد: کسانی که آن حماسه را آفریدند ، امروز در گوشه های زندان هستند و این طنز تلخی است که این روزها متاسفانه رخ داده است و من نمی دانم که چرا این مسایل و این اتفاقات در حال روی دادن است و چرا باید با نیروهای مومن انقلاب چنین کنند.

میرحسین موسوی معتقد است این رفتارها باعث ایجاد زخم هایی بر روح و روان مردم می شود که به آسانی قابل درمان نیست.

او به دادگاه هایی که با سر و صدای بسیار برای اصلاح طلبان برگزار شده بود اشاره کرد و گفت: چه نتیجه ای از این نمایش عاید شما شد؟ آیا به دنبال برگزاری دادگاه تفتیش عقاید هستید؟ آیا متوجه اثرات منفی آن در جامعه هستید؟

میرحسین موسوی به خیل نیروهای انقلاب که به حاشیه رانده شده اند اشاره کرد و گفت : در این چهار ساله اخیر رفتارهای نادرستی صورت گرفته است که همه نیروهای انقلاب یا به حاشیه رفته اند یا رغبتی برای کار ندارند. شما نگاه کنید و ببینید که چه تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شده اند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم. چندین وزیر داریم. نمایندگان،مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار گرفته اند. چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟

وی با اشاره به هشدارهای یک سال اخیر خود در خصوص سواستفاده برخی نهادهای قرت از دارایی های مالی کشور از ابهام در واگذاری سهام مخابرات و منابع تامین ۸۰۰۰ میلیارد تومان هزینه خرید آن از سوی سپاه پاسداران ابراز تاسف کرد

او در ادامه به بحث انقلاب مخملی که از سوی برخی بیان می شود پرداخت و آن را یک بحث نظری و دانشگاهی دانست و وقوع آن را در ایران غیرممکن خواند و گفت: متاسفانه این روزها از هر تریبونی حرفی در تخریب نیروهای انقلاب زده می شود. خصوصا آن که تریبون مقدس نماز جمعه اختصاص پیدا کرده است به تریبون یک جناح و تندروها برای حذف نخبگان و کسانی که نظر و رای دیگری دارند از هر وسیله استفاده می کنند.

میرحسین موسوی با اشاره به تاریخ روسیه و دوران کمونیست ها و رفتارهای آنها تاکید کرد : در مقطعی افرادی بر سرکار آمدند و تلاش کردند و نیروهایی را که انقلاب کرده بودند حذف کنند. در کتاب ها و عکس های انقلاب خود، نقش آفرینان انقلاب را حذف کردند و تلاش کردند با جعل تاریخ ، تاریخ دیگری را برای مردم خود و دنیا بیافرینند. حکومت آنها برچیده شد تاریخ نگاران آمدند و تاریخ واقعی را نگاشنتد.

میرحسین موسوی تاکید کرد: عده ای نباید تصور کنند که حوداث اول انقلاب و سال های پس از آن از ذهن و ضمیر مردم گریخته است. اخیرا یکی از آقایان که در دولت بنده نیز دارای سمتی بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبی را بیان کرده است که انسان حیرت می کند. سه ، چهارماه است که علیه بنده و آقای کروبی و افراد دیگری که از ما حمایت می کردند ، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانه های خود دورغ می پراکنند و ما را تخریب می کنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم؟

او با یادآوری جلسه ای که با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت: آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا می توانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود که من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید می خواهید چکار کنید؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم. قبل از آن نیز آقای لاریجانی از من پرسیده بود که حاضری به تلویزیون بروی . من نیز گفته بودم بله. در دیدار با آقای شاهرودی، ایشان پیشنهاد برگزاری یک تجمع قانونی را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی کردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند که درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال کردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت کرده بودند. یک مدیرکلی نیز آن را امضا کرده بود.

میرحسین موسوی در با انتقاد از رواج دروغ در میان برخی مسوولان افزود: مدام اطلاعات غلط به مردم می دهند و فکر می کنند که مردم باور می کنن. همین تعداد کشته های پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد می گویند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید یا چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خود داری می کنید؟ اگر صادقانه سخن می گویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید.

موسوی با اشاره به فضای بسته ای که بوجود آورده اند گفت: الان وضع به گونه ای شده است که هیچ کس نمی تواند از دولت انتقاد کند. هرکس حرفی بزند ولو از خودشان باشد با دشمن مرتبطش می کنند و ضد امام می خوانندش و برایش پرونده سازی می نمایند.

من می پرسم شما که در انتخابات مجلس ششم ۷۰۰ صندوق را ابطال کردید تا یک نفر را وارد مجلس کنید چرا چند صد صندوق را باز نمی کنید تا در یک برنامه زنده تلویزیونی مردم ببینند که چند تعرفه بدون سریال وجود دارد؟

موسوی در پایان ابراز امیدواری کرد که دلسوزان نظام تدبیر کنند و مشکلات بوجود آمده را حل کنند. چرا که به اعتقاد او نمی توان آگاهی مردم را نادیده گرفت و به دانشجویان گفت دم برنزنید. دانشجویان فرزندان این مردم هستند و نیاز به پاسخ دارند.

نویسنده: رای موسوی ׀ تاریخ: دوشنبه بیستم مهر 1388 ׀ موضوع: ׀

 

خاتمی : نتیجه روش هایی که مخالف خود را متهم به براندازی میکند، براندازی است

ايلنا:رئيس دولت اصلاحات با انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با اصلاح‌طلبان و مردم توسط جریان متحجر و متوهمی که حتی می‌خواهند اصولگرایان باشخصیت را از صحنه بیرون کنند، هشدار داد که اگر جلوی حرف زدن افراد معتقد به نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود، کسانی وارد عمل خواهند شد که با اصل نظام و انقلاب مخالف هستند.

حجت الاسلام سید محمد خاتمی در دیدار با با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد، با اشاره به قرار داشتن در آستانه سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) با تسلیت این روز به شیعیان و ایرانیان همه انسان‌هایی که خواستار حقیقت و زیبایی هستند، گفت:«معمولا به حضرت گفته می شود پیشوای مذهب جعفری، ولی واقعیت این است که امام صادق و پدرشان امام باقر بزرگترین مفسران حقیقت اسلام در دوره خاصی که برای آنها پیش آمد، بودند و بار اصلی معارف اسلام حقیقی بر دوش این دو بزرگوار بود.»

وی ادامه داد:«کاری که این بزرگواران کردند ایستادگی در مقابل انحراف‌ها و تحریف‌هایی بود که به خصوص در عرصه فکری؛ سیاسی و اجتماعی پیدا شده بود و می‌رفت که مبانی عقیدتی و فکری را نابود بکند، کاری که این بزرگواران کردند کار فوق العاده بزرگی بود و واقعا اسلام مدیون این دو بزرگوار است که توانستند در آن برهه از زمان با فداکاری فراوان آن حقایق را منعکس کنند.»

رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«متاسفانه در حوزه‌های علمیه ما بیشتر روی جنبه‌هایی که مربوط به فقه شریعت می‌شود و در این زمینه به این دو بزرگوار استناد شده است که گرچه مهم است ولی نسبت به معارفی که عمق اسلام و دین خدا را نشان می‌دهد به علل مختلف تاریخی کمتر توجه شده است.»

رئیس بنیاد باران ابراز امیدواری کرد که با توجه به زمینه‌های فراوان ناشناخته و کمتر مورد توجه قرار گرفته اسلام حقیقت، اسلام شریعت و اسلام طریقت، متناسب با دیدگاه این دو امام همام مورد توجه و واکاوی بیشتر قرار گیرد.

وی سپس با اشاره به شرايط فعلي جامعه گفت:« گفته می‌شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟برای کسانی‌که به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته‌اند و بارها گفته‌اند آن چه می‌خواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگوار بود، مورد تایید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و بصورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد و راه و رسمی که بدان معتقدند آن راه و رسمی است که با واقعیت تطبیق می‌یابد و به مصلحت جامعه است و مورد خواست جامعه است؟»

وی تاکید کرد:« جمهوری اسلامی به معنی خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهای بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابی آن مطرح شد، روح غالب مردم ما اسلامی است؛بنابراین هیچ حرکتی در کشورموفق نخواهد شد مگر اینکه آشنا و وفادار به مبانی و اصول و فرهنگی جامعه باشد که این معیارها و مبانی به شدت اسلامی است.»

خاتمي تصریح کرد:« در جامعه هیچ‌کس نمی‌تواند مدعی باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن می‌تواند توفیقی حتی در ایجاد آزادی، فضای آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد:« از طرفی ما در دنیایی به سر می‌بریم که حق و کرامت مردم، حرمت و جایگاه مردم در ذهن بشر جا افتاده و این یک مساله تاریخی است.اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند یک دستاورد بسیار عظیمی است که در این دوران به دست آمده گرچه با رجوع به منابع و مبانی اصلی دین خودمان ما این را می‌بینیم، احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادی سیاسی و اجتماعی انسان مساله است که در زمان پیغمبر، امیرالمومنین و آموزش‌هایی که از آن بزرگواران و دیگر بزرگواران دین به دست ما رسیده است وجود داشته است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«در دنیایی به سر می‌بریم که جهان پذیرفته است دیگر حکومت‌ها نمی‌توانند، حکومت‌های مستبدی باشند که از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق داشته باشند فرمان‌روایی کنند و مردم مجبور به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است که حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسئول است.»

وی در مورد فلسفه وجودی جمهوری اسلامی گفت:« جمهوری اسلامی که هم با معیارهای اسلامی سازگار است و هم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده است به رسمیت شناخته است.»

خاتمی تاکید کرد:«جمهوری اسلامی می‌تواند مزایایی که بشر در طول تاریخ بدست آورده را داشته باشد و بدی‌های موجود را نداشته باشد،ما اینگونه به جمهوری اسلامی می‌نگریم و پایبند به آن هستیم.»
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:« باعث تاسف است که واقعا امروز حرف زدن برای کسانی که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امامشان نگاه می‌کنند مشکل شده است و اینگونه القا می‌شود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظامی که حاضرند خود این افراد،حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن بدهند.»

وی با تاکید بر اینکه«این مشکل بزرگی است که این افراد نتوانند حرف بزنند»، گفت:«اگر اینها نتوانند حرف بزنند می‌دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته‌های عمل به وجود می‌آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانه‌های آن را در جامعه می‌بینیم.»

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:« وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می‌شود هیجان ایجاد می‌شود و بعضی صداهایی شنیده می‌شود که آن صداها مطلوب نیست، اگر در بخش‌هایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد کم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمی‌توانند حرف خودشان را بزنند و آن‌گاه کسانی حرف می‌زنند که به اصل اعتقاد ندارد.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش می‌آید که اصل را قبول ندارند.»

وی با تاکید بر اینکه نمی‌توان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد، افزود:«چرا باید اسلام را به گونه‌ای عرضه کنیم که بخش‌هایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست زده شوند؟این مسایل را امروز می‌بینیم و به همین دلیل می‌گویم نتیجه روش‌هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می‌کند، براندازی است.»

رئیس بنیاد باران با ابراز تاسف شدید از سوق دادن و انبوه شدن بخش‌هایی از جامعه به سوی هدف‌هایی که دیگر نه مورد خواست امام بوده، نه مورد خواست اولیه مردم، نه مورد خواست او و همکفرانش است، گفت:«این مساله مهمی است که باید در آن تامل کرد، ما در این جریانات خیلی خسارت دادیم، البته دستاورد بزرگی هم داشته است، منتهی در این حالت بحرانی و هیجانی اگر نشود این دستاوردها را جمع‌بندی کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چه در آید؟»

وی با بیان اینکه «بزرگترین خسارت وارد شده اهانت به ملت است»، یادآور شد:« حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود به سوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را حرکت اغتشاشی به حساب آوردند و به مردم اهانت کردند و برای مقابله آن رفتارهایی کردند که آن رفتارها به هیچ‌وجه با معیارهای اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیان‌های بزرگی به بار آورد.»
سیدمحمد خاتمی ادامه داد:«متاسفانه فضایی ایجاد شد که تلفات زیادی دادیم، به حیثیت‌ها لطمه خورد، انسان‌های بزرگی دستگیر شدند و انسان‌هایی مورد هجمه همه‌جانبه قرار گرفتند.»

وی تاکید کرد:«این فضای یک‌جانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهره‌هایی که واقعا سرمایه نظام هستند روش‌های نخ نمایی است که عکس خودش نتیجه می‌دهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگری خواهد بود چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و می‌دهد ناراضی است و وقتی در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطی با افراد و شخصیت‌ها می‌شود قضاوت مردم عکس آن چیزی است که مطلوب بعضی جریان هاست.»

رئیس دولت اصلاحات در ادامه تاكيد كرد:«الان به صراحت به شما بگویم صحبت از دعوای راست و چپ، اصولگرا و اصلاح‌طلب نیست، صحبت سر این است که جریان تنگ‌نظر، خشونت گرا و یک سو نگر متحجر و متوهمی که بسیاری از آنان سابقه چندانی در انقلاب ندارد یا امتحانشان را نداده و یا امتحانشان را به بدی پس داده اند، می‌خواهند همه آنهایی را که نمی‌پسندند از صحنه بیرون کنند نه تنها از عرصه حاکمیت بلکه در جامعه نیز و از نظر آنها حتی اصولگرای با شخصیت هم نباید در جامعه حضور داشته باشد.»

وی افزود:« این جریان اصلاح‌طلب را متهم می‌کند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام هست و نتیجه اعمال این جریان رقم خوردن عرصه به گونه‌ای است که تصویری از اسلام و انقلاب نشان داده می شود که فقط عده معدودی که امکانات وسیعی در اختیارشان هست از آنها نمایندگی می‌کنند و جز آنها همه باید از صحنه بیرون روند.»

سیدمحمد خاتمی تصريح كرد:« با زور و با روش‌های پلیسی و نظامی می‌شود برای مدتی روش و شیوه و استراتژی را پیش برد ولی این روش‌ها و استراتژی‌ها نمی‌توانند دوام پیدا کنند.»

وی با بیان اینکه «ما همچنان روی حرف‌های اصلی خودمان هستیم»، در تشریح عقاید خود گفت:« انقلاب اسلامی منشا هویت ماست و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ماست، ماحصل مردمی‌ترین انقلابی که در تاریخ رخ داد، جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و البته در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می‌کنیم از مردم و رای و حقوق مردم دفاع می‌کنیم.»

رئیس دولت اصلاحات افزود:«معتقدیم کسانی که به رای مردم معتقد نیستند ، با این انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه‌اند؛ این راه و رسم ماست و صحبت ما این است بیاییم همین قانون اساسی را پیاده کنیم.»

وی با طرح این سئوال که «چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته می‌شود؟»، گفت:«مگر قانون اساسی اجازه فعالیت تشکل‌ها، اظهانظر و حضور آزاد مردم را نداده است؟ مگر ما با شیوه‌هایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند، مگر حضرت امیرالمومنین با بدترین مخالفانش برخورد می‌کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می‌شنید؟ چرا به قانون اساسی عمل نمی‌شود؟»
خاتمی تاکید کرد:« قانون اساسی برای رای مردم، انتخابات آزاد و رقابتی، حق مسلم برای مردم گذاشته و وظیفه مسلم برای مسئولان نظام ایجاد شده است، حال اگر کسی اعتراض داشته باشد که این اصل درست پیاده نشده جواب آن برخورد تند و سخت نیست.»

رئیس جمهور سابق کشورمان سپس گفت:«بیایید به همین قانون اساسی برگردیم، البته در صورتیکه تفسیر دل به خواهی از آن نشود، کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تاثیر جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر شد بسیاری ازمشکلات حل خواهد شد.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«ما دلمان برای ایران می‌سوزد، ایرانی که با امکاناتی که دارد باید سربلند و سرفراز باشد و متاسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته بلکه بسیاری از آنها تلف شده و از بین رفته است، می‌توان قاطعانه گفت مسیری که در این مدت طی کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.»

وی ادامه داد:«آن چه برای ما تاثرآور است این است که رفتارهایی شود و سیاست‌هایی در پیش گرفته شود که چهره نظام و جمهوری اسلامی را خدشه‌دار کند.»

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:«اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینه‌تر و سریع‌تر به هدف می‌رسیم و اگر نشویم این حرکت ادامه خواهد داشت ولی با هزینه‌های زیادتری، اما در هر حال این حرکت از بین نخواهد رفت.»

وی یادآور شد:«مطمئن باشید از این راه نه مردم بر می‌گردند نه آن کسانی که با همه وجود به این مسائل اعتقاد دارند، فضاهای ایجاد شده می تواند به زیان همه تمام شود.

رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:«حداقل انتظار ما این بود با تحولی که در قوه قضاییه ایجاد شد شاهد تحولی در رفتارها هم نسبت به بازداشت‌ها و بازداشت‌شدگان و هم کسانیکه به حقوق مردم تجاوز کردندبشود و شاهد تغییر فضای موجود در جامعه که فضای بسیار مسموم و بدی است ؛باشیم وجریان خاصی که امکاناتی که متعلق به ملت است را در اختیار گرفته به این فضا دامن می‌زند باشیم وهنوز هم امیدواریم که شاهد این تحول باشیم.»

وی تصریح کرد:«امیدوارم در یک فضای امن آزاد با حفظ اصول و معیارها همه کسانی که علاقه‌مند اصل اسلام و ایران هستند و سرمایه‌های اصیل مملکت هستند با حفظ حق و حقوقشان بتوانند در عرصه حضور داشته باشند و ما هم می‌خواهیم با موضع انتقادی و اعتراضی‌ام نسبت به آنچه هست حضور داشته باشیم و معتقدم آنچه هست مطابق معیارهای قانون اساسی و انقلاب اسلامی نیست.»

رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:«اصلاحاتی که من می‌گویم اصلاح انحرافات با معیار قانون اساسی و معیار خط امام هست و اگر انحرافی در این زمینه ایجاد شده می‌خواهیم با انتقاد، باگفتن، با میدان دادن به کسانیکه دلبستگی‌های اینچنینی دارند اصلاح شود.»

وی تاکید کرد:«اگر راه اصلاح اینچنینی برای وفاداران به قانون اساسی و اسلام بسته شود، راه برای جریاناتی باز می‌شود که اصل را هم قبول نخواهند داشت و نگرنی‌ام از این است که بزرگترین زیان و خسارت بزرگ به اصل انقلاب و جمهوری وارد شود که انشالله وارد نخواهد شد.»

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«آنهایی که به اصول و معیارها معتقدند، هیچ‌وقت مایوس نمی‌شوند البته که باید توکل به خدا داشت، راه را درست تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای راه درست را داشت.»

نویسنده: رای موسوی ׀ تاریخ: دوشنبه بیستم مهر 1388 ׀ موضوع: ׀

ـــــــ سبزها ایستاده اند ـــــــ

باز هم درخشش غیرت ملت همیشه سبز ایران در روز قدس نمایان شد. در راهپیمایی روز قدس همه دیدیم که خواست واقعی مردم ایران چیست . . .

تصاوير بسيار خوب از تظاهرات روز قدس در تهران و ساير جا ها

تصاوير بسيار خوب از تظاهرات روز قدس در تهران و ساير جا ها

       ادامه تصاویر در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نویسنده: رای موسوی ׀ تاریخ: دوشنبه ششم مهر 1388 ׀ موضوع: ׀

اعلام رسمی حضور میرحسین در راهپیمایی روز قدس


میرحسین هم در روز قدس می آیدهمانطور که ساعتی پیش در «موج سبز آزادی» اعلام شد، میرحسین موسوی تصمیم به حضور در راهپیمایی روز قدس و اعلام حضور آن گرفته است. این تصمیم، دقایقی پیش به طور رسمی اعلام شد و سایت کلمه خبر داد که دفتر مهندس موسوی از حضور وی در راهپیمایی روز قدس به مانند سال‌های گذشته خبر داده است.

سایت کلمه در این باره نوشت: در پی تماس‌ها و سوال‌های انجام گرفته در مورد تظاهرات روز قدس امسال، دفتر مهندس موسوی با اعلام این که روز قدس یادگار گرانقدر امام خمینی و روز مستضعفان و اسلام است، اعلام کرد که وی همراه با سایر مردم در تظاهرات روز قدس شرکت خواهد داشت. گفتنی سایت کلمه از روز گذشته فیلتر شده است و کاربران داخل ایران به طور طبیعی امکان دسترسی به آن را ندارند.



نویسنده: رای موسوی ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ׀ موضوع: ׀

 

در هفته اول مردادماه، سي و چند روز بعد از كوچ اجباري از خانه و اختفاء و زندگي مخفي، پسرم دچار «گوش درد» شديدي شد و نيمه هاي شب، مجبور شدم او را به درمانگاه شهرستاني كه آن روزها در يكي از خانه هاي آن مخفي شده بوديم ببرم.

داخل درمانگاه، پيرمرد رنجوري را ديدم كه زير دستان پسرك نوجوانش را گرفته و نرم نرمك او را از درمانگاه بيرون مي آورد. كمكش كردم. پسرش نمي توانست راه برود و خودش هم جاني نداشت كوله اش كند. من زير بغلش را گرفتم و تقريبا" از زمين بلندش كردم و با خودم كشاندم. چند تاكسي ايستاده بودند اما رقمهايي گفتند كه لابد براي پيرمرد زياد بود و داشت پا به پا ميشد. خواستم پولي به او بدهم اما ديدم پسرم از داروخانه درمانگاه بيرون آمد و داروهايش را كه خريده بود، نشانم داد كه يعني برويم. دكتر به او گفته بود گوشش عفوني شده و با آنتي بيوتيك خوب مي شود و چيز خطرناكي نيست.

به پيرمرد گفتم خودم ميرسونم تون. او و پسرش را نشاندم صندلي عقب و راه افتاديم به سمت حومه جنوبي شهرستان. آرام با اشاره دستش مسير را نشانم مي داد. خيابانها خلوت بود و تند مي راندم. پسرش 17 يا هجده ساله به نظر مي رسيد. گفتم:« اسمت چيه جوون؟» پدرش زير لب جواب داد:«مهدي!» بعد انگار با خودش گفت:«يا مهدي صاحب الزمان! خودت تقاصشو بگير!» گفتم:«ايشالا چيزيش نيست! مهدي جان! تو بايد مقاوم باشي! چيه مثه پيرمردا شدي؟ محكم باش!» گفتم:« تصادف بوده؟ لابد با موتوري چيزي شيطنت كردي ها!» و لبخندي زدم تا فضا عوض شود. اما مثل اينكه همان شوخي من، يك چيز تلخ را در اين پدر و پسر زنده كرد. از توي آينه نگاهشان كردم. ديدم پيرمرد اشك مي ريزد و پسرش به هم ريخته! برگشتم به پسرم نگاهي كردم. او هم تلاشش را كرد تا فضا را عوض كند، برگشت و از «مهدي» پرسيد:« چندسالته مهدي؟ پيش هستي (پيش دانشگاهي) يا سّوم؟» پسرك باز جوابي نداد. در سكوتي سنگين رسيديم به خانه آنها. وقتي پيرمرد خواست پسرش را از ماشين پياده كند، زير لب چيزي گفت كه بدنم را لرزاند. به لهجه محلي گفت. چيزي شبيه اينكه «چه خبر از دل من داري يا مهدي»!؟

تا در خانه كمكشان كردم و ناله هاي ريز «مهدي» زير گوشم بود. گفتم نگفتي چش شده؟ تصادف كرده؟ عمل كرده؟ چي شده؟ پيرمرد اشك مي ريخت! فقط آه مي كشيد و زير لب نفرين مي كرد.كنجكاو شدم بدانم.

پسرم را بردم و گذاشتم خانه پيش خانواده مان و دوباره راه افتادم سراغ خانه پدر «مهدي»! به پيرمرد گفته بودم مي روم و بعد مي آيم و او هم مخالفتي نكرده بود. خواستم برايش مرهمي باشم. مي توانستم اقلا" گوش خوبي براي شنيدن حرفهايش باشم. از گفتگو با مردم شهرهايي كه سفر مي كنم، خيلي چيزها ياد گرفته ام. تلخ يا شيرين، فرقي ندارد. هر كجاي اين سرزمين، شيريني آشنايي با مردم و تلخي ستمي كه هر كدام به نوعي مي كشند، برايم سرشارند از تجربه ها. گاهي چيزي كه مي نويسم، حرف كسي است كه در همدان برايم گفته، يا درددل كسي است در شمال يا اصفهان. خيلي از اينها ديگر حرفهاي شخص من نيستند.حرفها و دردهاي مردماني است كه اينجا و آنجا مي بينم. مردمي كه سهراب سپهري آرزو كرده بود«كاشكي اين مردم، دانه هاي دلشان پيدا بود!» و بلافاصله دريافته بود كه اگر بتواند دانه هاي دل خونين مردم را مانند دانه هاي انار ببيند، شايد تحملش آسان نباشد: «مي پرد در چشمم آب انار!» اين روزها، دانه هاي دل مردمان بسياري را ديده ام، كه سرخ بوده اند و خونين! و «غم»، در دانه هاي دل خونين خيلي از آنها پيداست! شايد براي همين است كه من و پيرمرد، زود جور شديم و او سفره دلش را برايم باز كرد. تو گويي همديگر را سالهاست مي شناسيم.

وقتي رسيدم، خواهر بزرگ «مهدي» در را باز كرد. نمي دانم چرا مرا «آقاي دكتر!» صدا كرد. ديگر اين كلمه از زبانش نيفتاد. من هم مخالفتي نكردم. «عاقله زني» حدودا" 46 ساله بود كه غمي بزرگ در چشمهايش بود. فقط او و مهدي و پدر پيرشان در خانه بودند. چند سالي بود كه مادرشان مرحوم شده بود و مهدي از كودكي، مادر نداشت و اين خواهر دلسوز، برايش مادريها كرده بود. اينكه از كجا شروع كرديم به صحبت و چطور بحث را كشاندم به مريضي «مهدي» و چطور پيرمرد اعتماد كرد سفره دلش را برايم پهن كند، طولاني است. بماند.

بحثهاي حاشيه اي را حذف مي كنم و سرگذشت دردناك پسر 18 ساله اي را مي گويم كه حالا رنج عفونت روده و آسيب جدي مقعد امانش را بريده و افسردگي شديدي دارد و بخصوص خطر بيماري مهلك ايدز هم تهديدش مي كند. بدتر از همه اينكه، از علت اين بيماري و اين جراحتها، حتي خجالت مي كشند به فاميل خود هم حرفي بزنند. اما گشودن عقده دل براي يك مرد غريبه، حداقل اين خوبي را دارد كه دل آدمي را سبك مي كند. پايد پيرمرد به همين دليل، حرفهاي دلمه شده روي دلش را با من گفت و كمي سبك شد.

***

مهدي پارسال با پسر دائي اش به تهران رفت تا كار پيدا كند. چندجايي كارگري كردند و بالاخره در يك پيتزافروشي در خيابان آزادي كاري پيدا كردند و شبها همانجا مي خوابيدند. مهدي درسش را نتوانسته بود ادامه بدهد. عكس خندان او روي طاقچه، زمين تا آسمان با اين پسرك پژمرده و زرد و افسرده حال فرق داشت. در عكس زيبا و خندان بود، با چشماني براق و حالا پيرمردي شده بود كه فقط موهايش سفيد نشده باشد؛ فرتوت و پژمرده.

مهدي روز 25 خرداد به دستور صاحب پيتزافروشي، از عصر مغازه را تعطيل مي كند و از پشت شيشه ها بيرون (راهپيمايي سكوت 25 خرداد) را نگاه مي كند. يك پارچه سبز هم به مچش بسته بود و مهندس موسوي را دوست مي داشت. پسر دائيش گفته او مغازه را سپرد و رفت توي پياده رو و كم كم با موج مردم راه افتاد و دور شد. از آن به بعد پسر دائي، خبري از مهدي نداشت تا بعد از 23 روز سرگرداني پدر مهدي در كلانتريها و دادگاهها، به قول خودش:«يه تيكه گوشت كبود و مريض به ما تحويل دادن و گفتن اين پسرت! زود برگردونش شهرستان وگرنه ...» تهديدش كرده بودند هيچ چيزي از زنداني شدن پسرش و «چيزهاي ديگر!» به كسي نگويد و آن پيرمرد بدبخت هم نگفته بود و حالا هم داشت براي اولين بار، با من درددل مي كرد چون «بالاتر از سياهي هم مگه رنگي هست؟»

مهدي روز اول، تب داشت و هذيان مي گفت. با ديدن خون فراوان در ادرار و مدفوعش، دكتر درمانگاه برايش چند آزمايش نوشت و معاينه هاي دقيق تري كرده بود. بعد از اينكه دكتر معالج،«يواشكي» به پدر مهدي هشدار داده بود كه « طبق آزمايشهايي كه كرديم، پسرت را يك يا چند مرد، با زور مورد تجاوز جنسي قرار داده اند!» پيرمرد از حال رفته بود. «پارگي شديد مقعد» بعد از بارها تجاوز و خونريزي، مقعد و روده هاي او را دچار عفونت شديد كرده بود و بر اساس اين ظواهر مشكوك، دكتر درمانگاه مي خواست «مقامات قانوني» و كلانتري را در جريان «احتمال يك جرم» مثل زورگيري و تجاوز به عنف قرار بدهد كه پيرمرد، ماجراي «زنداني بودن پسرش» را گفته بود و كاغذ آزادي پسرش را نشان دكتر داده بود. دكتر شوكه شده بود و پيرمرد گفته بود ديگر از مقامات قانوني و پليس و مأمور مي ترسد و پسرش بدتر از او شده:« وقتي داشتيم از درمانگاه مي رفتيم، هنوز رنگ صورت آقاي دكتر، مثل گچ سفيد شده بود! فهميده بود همين مأموراي قانون(!)، اين بلاها رو سر مهدي آوردن!»

مهدي از اتفاقات روزهاي زندانش، خيلي كم حرف زده بود. چندباري هم كه مي خواست براي پدرش شرح روزهاي زندانش را بگويد، از شدت هق هق از حال رفته بود و حرفهايش ناتمام مانده بود. ظاهرا" بعد از پايان راپيمايي، در درگيري هاي خيابان آزادي، مهدي در ميان جمعي از معترضان و بسيجيان قرار مي گيرد و هول مي كند. چندين باتوم مي خورد و تا به خودش مي آيد، بدست چند بسيجي مي افتد و حسابي كتكش مي زنند. بعد او و عده اي جوان ديگر را سوار ماشيني كرده و به جايي برده اند كه بر اساس مشخصاتي كه گفته بود بايد «كمپ كهريزك» بوده باشد. چيزهايي كه از سوله ها و قفسه هاي فلزي و ... كفته بود، كساني به پدرش گفته بودند :كمپ كهريزك» بوده. آنجا تعداد بسياري از دستگيرشدگان را در قفسه هاي فلزي زنداني كرده بودند و خوراك روزانه زندانيان، كتك و كابل و آويزان كردن از پاها و شكنجه هاي ديگر بود. فرداي دستگيري، يك مأمور مي آيد و مهدي و يك پسر ديگر را با كتك بيرون مي برد. جلوي بقيه زندانيان فرياد مي زده:«همتونو مثل اينا مي بريم و مي...نيم!» مهدي صداي يك مرد ديگر را شنيده كه گفته: « ببريد حامله شون كنيد اين بچه قرتيا رو!» مهدي را به اتاقكي بردند كه در فقره اول، مورد تجاوز يك مأمور قوي هيكل قرار گرفته و در حين تجاوز، از هوش رفته. بعد دوباره و دوباره. در همان روز، بيشتر از چهار مرتبه او را مورد تجاوز قرار داده بودند و خونريزي او، چنان شديد بوده كه به سلول فلزي و داغي منتقلش مي كنند كه كوچكتر بوده و به غير از «مهدي»، سه چهار پسر جوان ديگر با جراحتهاي شبيه به او در آن زنداني بوده اند. مهدي گفته «كف سلول پر از خون و پر از مگس و بوي تعفن بوده! و يكي از بچه ها انگاري از ديشب مرده بود و مأمورها نفهميده بودند!»

مهدي و چندين جوان ديگر، در طول حدود دو هفته در كمپ كهريزك، براي «آدم شدن!» و «ادب شدن!» بارها مورد تجاوز مأموران قرار گرفته بودند و در نهايت او را به بيمارستاني كه نامش را نمي داند، منتقل كردند. بعد از شتسشو و بخيه پارگي مقعد، او را بدون بستري در بخش، به زندان ناشناخته ديگري در داخل شهر تهران برده اند و بعد از حدود هفت روز گرسنگي و باتوم روزانه(!)، بالاخره او را به قيد ضمانت كتبي مبني بر «اقرار به خوش رفتاري مأموران زندان!» و تعهد به «عدم شركت در هرگونه تجمع و راهپيمايي ضد نظام!»، به پدرش تحويل دادند.

پدر بيچاره بي آنكه از واقعيت جراحتهاي مهدي خبردار باشد، پيكر نيمه جان پسرش را با اتوبوس به شهرستان محل زندگيشان منتقل مي كند و بعد از يك روز، با معاينه دكتر درمانگاه، متوجه اصل جنايتها مي شود.

حالا مهدي افسرده و با نگاهي بي روح و خيره به نقش و نگارهاي قالي، در بسترش خوابيده بود. آن عكس كجا؟ و اين چهره زرد و تكيده كجا؟ خواهرش گوشه اتاق نشسته بود و زير چادرش ضجه ميزد و نفرين مي كرد. آقاي خامنه اي و احمدي نژاد را نفرين مي كرد. چنان پر سوز نفرين مي كرد كه من از نفرين هايش ترسيدم و بر خود لرزيدم و مو بر بدنم راست شد.

آن روز گمانم اول ماه شعبان بود. پدر مهدي زير لب ذكر «يامهدي» مي خواند و دعا مي كرد تا نيمه شعبان، روز ولادت حضرت مهدي، مسئولان نظام تقاص اين ظلم و اين جنايت كثيف را پس بدهند. نمي دانم آن عدالت گستر جهان،«مهدي موعود عج» چه نگاهي به ستمكاري و جنايات نايب خودخوانده اش دارد؟ آيا آن «مهدي» به چشمان بيروح و بدن مجروح اين «مهدي» نگاهي كرده؟ و اگر نگاهش كرده، چه حالي پيدا كرده است آن امام غايب؟

وقتي از خانه پدر «مهدي» بيرون آمدم، ساعت حدود چهار صبح بود. با پيرمرد كلي رفيق شده بودم. اما هرچه اصرار كرد نماندم. دلم گرفته بود و بايد مي زدم بيرون. نفسم در نمي آمد. گمانم يك جاي مسير را اشتباهي رفتم و رسيدم به يك گندمزار. نمي دانم برق رفته بود يا آنجا آنقدر تاريك بود كه هيچ نشاني براي يافتن مسير به چشمم نمي خورد. «شبي تاريك و...» جاده را برگشتم. باز تاريكي بود. ايستادم. به آسمان نگاه كردم. بدنبال يك «كوكب هدايت» در آسمان شب چشم مي دواندم. چرا اين سرزمين، از سياهي ستم و ظلم، چنين تاريك شده؟ چرا نوري از هدايت نمي آيد؟ ما به جبران كدامين اشتباه، اسير اين سياهي شده ايم؟ كجاي مسيرمان را اشتباه رفته ايم؟ سرم را گذاشتم روي فرمان و گريستم.

قبل از رفتن، با تلفن همراهم، از «مهدي» چند عكس گرفتم. از پرونده پزشكي اش، از برگه آزاديش. به اين بهانه كه يك آشنا دارم براي رسيدگي! و قول شرف دادم براي حفظ جان مهدي و خانواده اش، عكسها را به «مقامات مسئول!» نشان ندهم. ببينيد ظلم تا كجاست كه مردم از همين «مقامات مسئول» مي ترسند و اين خانواده زخم خورده، مثل عزرائيل از مأموران نايب امام زمان وحشت دارند! «مهدي» هنوز جلوي نظرم است؛ با همان چشمان بيروحش و زندگي اش كه «نابود» شده و صدها تن مانند او كه شايد داستانشان، در دلهايشان مدفون و مكتوم است و راز خود را با هيچكس نخواهند گفت، از ترس آبرو يا تهديد مقامات مسئول!اين عكسها را براي ارائه به دادگاهي نگه مي دارم كه مطمئن هستم به زودي براي محاكمه سران نظام ضداسلامي و جنايتكاران ضدبشري تشكيل مي شود. مي گويم مطمئنم!

اگر مي پرسيد چرا چنين مطمئن هستم؟ خودم هم نمي دانم چرا؟ فقط مي دانم اركان بارگاه الهي، بيش از اين نمي تواند در مقابل نفرين جانگداز پدر و خواهر رنجديده «مهدي» و آه خود او تاب بياورند. آن ضجه هايي را كه من شنيدم و هنوز مرا هم مي لرزاند، خيلي زودتر از اينها صبر خدا را لبريز مي كنند و با «همت مردم»، بساط ظلم اين نظام فاسد در هم خواهد پيچيد. اطمينان من، از تاثير سوز آن ضجه هاست!

بابک داد

نویسنده: رای موسوی ׀ تاریخ: پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 ׀ موضوع: ׀

© All Rights Reserved to mowj367.Blogfa.com / Theme by: iTheme